مرتضى راوندى

123

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مىباشند ( شعوب جمع شعب به معنى قوم و ملت است ) و براى اثبات منطق خود به آيات قرآن و احاديث نبوى استناد مىكردند ؛ از جمله : به سورهء حجرات ، آيهء دهم : « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ » ( مؤمنين برادر يكديگرند پس ما بين برادران خود صلح برقرار كنيد ) . سورهء 49 حجرات ، آيهء 13 : « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ » ( هرقدر پرهيزكار باشيد نزد خدا محترمتريد ) . و آيهء 64 سورهء آل عمران : « قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ » ( بگوى اى اهل كتاب بياييد به سوى كلمه‌اى كه بين ما و شما مشترك است ، ما نپرستيم مگر خدا را و چيزى را با او شريك قرار ندهيم و غير از خدا كسى با ما حاكم و ارباب نباشد ) . و به اين حديث : « ليس لعربى على عجمى فضل الا بالتقوى . » « 5 » ( عرب بر عجم برترى و رجحانى ندارد ، مگر از راه پرهيزكارى ) استناد جسته در مقابل تعصب ملى و نژادى اعراب قد علم كردند . ايرانيان كه همواره به مليت و گذشتهء خود مباهات مىكردند ، نه‌تنها به بنى اميه به ديدهء بغض و عداوت مىنگريستند بلكه به حكم قرآن : « الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً » كفر و نفاق اعراب را از ساير اقوام بيشتر مىدانستند و در صدد بودند هرچه زودتر خود را از قيد اسارت سياسى اعراب رها سازند . اسماعيل بن يسار نسائى در حضور هشام بن عبد الملك طى اشعار شيوا و دلنشينى از مجد و عظمت نياكان خود سخن گفت و مفاسد اخلاقى و اجتماعى اعراب را توصيف نمود و به جرم حقگويى شكنجهء فراوان ديد . اكنون بيتى از آن قصيده را نقل مىكنيم : اصلى كريم و مجدى لا يقاس به * ولى لسان كحد السيف مسموم « 6 » ولى جنبش اساسى عليه فرمانروايان عرب از وقتى آغاز گرديد كه مأمورين مخفى اين جماعت در سراسر ممالك اسلامى ، بخصوص در ايران ، دست‌به‌كار تبليغات شدند . سازمانهاى مخفى مخالفين بنى اميه براى اجراى نقشهء خود به حربهء دين متوسل شدند و به گفتهء دينورى : در سال 101 هجرى نمايندگان خود را نزد امام محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس بن عبد المطلب بن هاشم فرستادند و او را امام و پيشواى خود خواندند و با او بيعت كرده دست وفادارى دادند و قسم ياد كردند كه در پيشرفت مقاصد وى سعى و كوشش كنند تا به وسيلهء او بنيان ظلم امويان ريشه‌كن شود . محمد بن على به پيشنهاد آنان پاسخ موافق داد و گفت : امروز روز تحقق آرزوهاى ماست ، برويد و مردم را با حزم و احتياط بسيار نزد خود بخوانيد و حقايق و نقشه‌هاى خود را بر آنها آشكار كنيد . دعات و مبلغينى كه به خراسان آمده بودند ، از عدم رضايت مردم از عمال بنى اميه استفادهء فراوان كردند و با اختفاء و آرامش بسيار مردم را از حقيقت اسلام و روش عادلانهء

--> ( 5 ) . همچنين نگاه كنيد به : مقدمهء كتاب ، الاصنام ، پيشين ، ص 72 . ( 6 ) . نگاه كنيد به : تاريخ ادبى ايران ، پيشين ، ج 1 ، ص 284 .